تبليغاتX

اخبار پايگاه : زمان شرکت درمسابقه 10006 پايگاه اطلاعات قرآني و مذهبي به اتمام رسيد *درج پاسخ سوالات مسابقات ديني و فرهنگي و مذهبي در پايگاه * درج مقالات به زبان هاي عربي ، انگليسي و... در پايگاه اطلاعات قرآني و مذهبي * ايجاد امکان تبليغات در پايگاه * افزايش شمار سيستم هاي پاسخ گويي به شبهات ديني و سوالات شرعي * امکان ارسال دعوت نامه هاي پرشين گيگ و جيميل براي کاربران*مقالات خود را از طريق ايميل پايگاه براي ما ارسال کنيد تا پس از تاييد محتوا و بررسي با نام شما در پايگاه درج شود

:: پایگاه اطلاعات قرآنی و مذهبی ::  

کرم بین و لطف خداوندگار ***** گنه بنده کردست و او شرمسار



آغاز سال 1388 هجری شمسی بر همه ایرانیان سراسر جهان مبارک باد.

آغاز سال 1388 هجری شمسی

 

آغاز سال 1388 هجری شمسی

+نوشته شده درساعت توسط نویسنده اصلی پایگاه |

درس هایی از قرآن کریم

درس هایی از قرآن کریم

موضوع: ديد و بازديد و صله‌ي ارحام
تاريخ پخش: 29/12/87

بسم الله الرحمن الرحيم
الهي انطقني بالهدي و الهمني التقوي

چون در اطراف سال جديد بحث را بيننده‌ها مي بينند، و سال جديد هم بيشترين صله‌ي رحم و ديد و بازديد فاميلي هست، در اين جلسه مي‌خواهم راجع به صله‌ي ارحام صحبت كنم. صله‌ي ارحام، در قرآن آيات متعددي درباره‌اش داريم.
قرآن مي‌فرمايد:«وَ بِالْوالِدَيْنِ إِحْساناً» (بقره/83) بعد مي‌فرمايد:«وَ ذِي الْقُرْبى‏»
  (بقره/83) آيه‌ي ديگر مي‌فرمايد: «وَ الَّذينَ يَصِلُونَ»، «يَصِلُونَ» يعني صله، اتصال، «وَ الَّذينَ يَصِلُونَ ما أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَنْ يُوصَلَ» (رعد/21) آيه‌ي سوم «وَ اتَّقُوا اللَّهَ الَّذي تَسائَلُونَ»، «وَ اتَّقُوا اللَّهَ» از خدا پروا كنيد، خدايي كه «تَسائَلُونَ بِهِ وَ الْأَرْحامَ» ارحام همان صله‌ي رحم، (نسا/1)
1- تأكيد قرآن بر احسان به والدين و خويشاوندان
خوب، اينها آياتش است. يعني گوشه‌اي از آيات است. «وَ بِالْوالِدَيْنِ إِحْساناً» كه همه‌ي شما تقريباً حفظ هستيد. شنيديد. وقتي مي‌گويد: به پدر و مادر احسان كن، نگفته: «بِالوالِدَينِ مُومِنيَن»،«وَ بِالْوالِدَيْنِ إِحْساناً» با والدين چه خوب، چه بد!... «وَ بِالْوالِدَيْنِ إِحْساناً» نگفته: «بِالوالِدَينِ حَيين»، «وَ بِالْوالِدَيْنِ إِحْساناً» چه حي، چه ميت! يعني پدر و مادر من از دنيا رفتند بايد باز آدم به زيارت آنها برود. «وَ بِالْوالِدَيْنِ إِحْساناً» نگفته: «وَ بِالْوالِدَيْنِ إنِفاقا» خيلي وقت‌ها پدر و مادر پول نمي‌خواهند ولي بايد يك كاري كنيم كه قبل از آنكه پدر و مادر به زبان بياورند، اولادها پول در كيسه‌ي پدر و مادر بگذارند. من يكوقت به فكرم رسيد، غصه‌هايي كه در دعاها مطرح شده است، جمع كنم. مثلاً امامان ما از خدا چه خواسته‌اند؟ يكجا ديدم يك چيزي از امام خواستند، امام يك چيزي از خدا خواسته كه خنده‌ام گرفت. گفتم: عجب! چه مشكلاتي هست. من هنوز به آن نرسيدم. نفهميدم. ديدم امام مي‌گويد: خدايا! نياور آن روزي را كه به پول اولادم نياز داشته باشم. من پدر هستم، مادر هستم خجالت مي‌كشم به بچه‌ام بگويم پول بده. بچه‌ي من هم بي‌خيال است. فهميدم كه يكي از غصه‌ها اين است. چون پسر يا دختر صد بار به مادرش بگويد: پول بده! خجالت نمي‌كشد. اما پدر و مادر عارش مي‌شود، برايش سنگين است. آقازاده‌ها نگذاريد پدر و مادر، به مادرت نگو: پول مي‌خواهي يا نه؟ مي‌خواهي يا نه چيست؟ حالا گيريم نخواسته باشد باز هم يك مقدار اضافه به او بده. حديث داريم از مهمان هم نپرس چه مي‌خواهي؟ چاي مي‌خواهي؟ تو چاي بياور. چرا از من مي‌پرسي؟ ممكن است مي‌خواهم رويم نمي‌شود بگويم: آره مي‌خواهم. از مهمان نپرس چه مي‌خواهي؟ حتي از مهمان نپرس خورده‌اي يا نه؟ چاي خوردي؟ به تو چه؟ من سي و دو بار خوردم، مي‌خواهم دفعه‌ي 33 هم بخورم. حديث است. حديث داريم از مهمان نپرس مي‌خواهي يا نه؟ از مهمان نپرس خورده‌اي يا نه؟ مهماني هم صدها دستور و آداب و روايت و آيات و اينها دارد. خوب، تكرار هم شده است. در قرآن 4 بار «وَ بِالْوالِدَيْنِ إِحْساناً» تكرار شده است. كنار توحيد هم مطرح شده است. «لا تَعْبُدُونَ إِلاَّ اللَّهَ وَ بِالْوالِدَيْنِ إِحْسانا» (بقره/83) خوب اين را قبلاً يك بحث مفصلي داشتيم ديگر تكرار نمي‌كنيم. «وَ ذِي الْقُرْبي‏» به فاميل!

بقیه در ادامه مطلب ... .


ادامه مطلب
+نوشته شده درساعت توسط نویسنده اصلی پایگاه |

تلفن پاسخ گویی به شبهات دینی وسوالات شرعی شما :

 

شماره تلفن پاسخ گویی آنلاین به شبهات دینی : 9364593-0935

 

 

شماره تلفن دفاتر مراجع تقلید به شرح زیر می باشد :

 

1- مقام معظم رهبری ؛ حضرت آیت الله خامنه ای

6441۱-021

 

2- حضرت آیت الله مکارم شیرازی

34 الی 77199230- 021

68 الی 33026066- 021

77509697-021

42 الی 77512241-021

7743120-0251

13 الی 7743110- 0251

2303121-0711

11 الی 2213110- 0861

2224415 0861

2227879- 0511

2256168- 0511

2253600- 0311

2243938- 0261

3- حضرت آیت الله فاضل لنکرانی

22847160-021

22863311-021

22866585-021

4- حضرت آیت الله بهجت

77225078-021

77271000-021

72 الی 7743271-0251

5- حضرت آیت الله سیستانی

28 الی 33440925-021

55622923-021

6- حضرت آیت الله نوری همدانی

33137194-021

7- حضرت آیت الله مظاهری

4464691-0311

 

فکس دفاتر حضرت آیت الله مکارم شیرازی

7743114-0251

2307421- 0711

33026070-021

77638888- 021

2254970- 0511

 

تلفکس دفاتر حضرت آیت الله مکارم شیرازی

2265205-0311

2231033- 0261

 

 

تصاویر مراجع :

 

مقام معظم رهبری ؛ حضرت آیت الله خامنه ای

 

 

حضرت آیت الله مکارم شیرازی

 

 

حضرت آیت الله فاضل لنکرانی (ره)

 

 

 

حضرت آیت الله بهجت ( حفظه الله )

 

 

حضرت آیت الله سیستانی

 

 

حضرت آیت الله نوری همدانی

 

 

حضرت آیت الله مظاهری

 

 

 

 

 

+نوشته شده درساعت توسط نویسنده اصلی پایگاه |

امکان درج تبلیغات افراد و سایت ها در پایگاه اطلاعات قرآنی و مذهبی در آدرس زیر به وجود آمده است :

www.soalat-quran.blogfa.com/page/tablighat.aspx

 

شرایط تبلیغات :

1- تبلیغ شما باید در قالب عکس متحرک با فرمتgif  باشد. فعلاً امکان درج بنر در قالب فلش وجود ندارد.(برای ساخت عکس متحرک می توانید از نرم افزار gif movie gear  استفاده نمایید.)

2- تبلیغات باید در اندازه 60*468 پیکسل (اندازه استاندارد) باشند. در غیر این صورت درج نمیشوند.

3- تبلیغات پس از تایید پایگاه امکان درج پیدا می کنند.

4- در قبال این تبلیغ باید بنر تبلیغاتی پایگاه اطلاعات قرآنی و مذهبی را نیز در سایت خود درج نمایند.

برای افرادی که سایت یا وبلاگ ندارند و قصد تبلیغ دارند اقدام خاصی انجام میشود.

5- کسانی که عضو پایگاه باشند ، درخواست آنها در اولویت قرار دارد. (با اراﺋﻪ نام کاربری)

6- برای افرادی که تبلیغاتشان در پایگاه درج شود ، کد تبلیغات ما نیز برای آنان ارسال میشود و اگر کد پایگاه را در سایت خود قرار ندهند تبلیغاتشان خذف خواهد شد.

 برای درخواست درج تبلیغات اینجا کلیک نمایید.

 

+نوشته شده درساعت توسط نویسنده اصلی پایگاه |

درخت در قرآن کریم ۳

 

نويسنده: محتشم مؤمنى

درخت در قرآن کریم 

از آنچه گفتيم در مى يابيم كه درخت همچون كُل هستى، مطيع امر خداوند بوده و در برابرِ ذات كبريايى اش خاضع و خاشع است و ذره اى از قوانين خداوندى حاكم بر عالم آفرينش تخلف نمى كند و همچون بنده اى سر به راه و مطيع در مسير اوامر الهى حركت مى نمايد.

3ـ درخت نشانه اى بر قدرتِ خداوند

قبلاً گفتيم كه درختان هر يك به تنهايى آياتى هستند كه قدرت و توانايى خداوند را در منظر چشم هر بيننده اى به نمايش مى گذارند و هر بخش از اين آفرينش عجيب و زيباىِ خداوند، دفترى عظيم از معرفت خداوند بزرگ مى باشد; سعدى مى گويد:

برگِ درختانِ سبز در نظر هوشيار هر ورقش دفترى است معرفت كردگار

ولى بايد توجه داشت كه آن نكته اساسى كه در كارِ خلقت و آفرينش درختان همواره مورد غفلت قرار مى گيرد و تنها عده اى اندك كه دانايان حقيقى و به قول قرآن «اولوا الالباب»اند بدان وقوف و آگاهى پيدا مى كنند، همانا «آفرينش حيات در دلِ بذر و نهالى است كه به مرور ايام از آن درختى تنومند مى سازد.»

ما هر گاه به درخت مى نگريم، پيش از هر چيز محو جمال ظاهرى آن و برگ و شكوفه و ميوه اش مى شويم و كمتر كسى يافت مى شود كه از اين پرده و حجاب ظاهرى عبور كرده، به عمق و معنا و حقيقت مطلب پى ببرد.

آرى، شگفت انگيزتر از «برگِ درختان سبز در نظر هوشيار» همانا آن نيرويى است كه باعثِ سبزى و حيات آن مى شود. از اين رو در آيه 60 از سوره نمل، پس از اشاره به آفرينش آسمانها و زمين و نزول باران از آسمان، به رويش بُستانها اشاره شده و آنگاه به اين نكته مهم پرداخته مى شود كه انسانها بايد به كيفيت ايجاد حيات در درختان نظر افكنند كه اگر آن نيروى حيات دهنده نبود، بذرهاى به اصطلاح اصلاح شده و بهترين نهال ها نيز نمى روييد و كسى از محصولشان برخوردار نمى شد:

بقیه در ادامه مطلب... .


ادامه مطلب
+نوشته شده درساعت توسط نویسنده اصلی پایگاه |

درخت در قرآن کریم ۲

 

نويسنده: محتشم مؤمنى

درخت درقرآن کریم 

1ـ درخت و تسبيح خداوند

براساسِ آموزه هاى قرآن كريم، هر چه در عالم آفرينش، لباسِ هستى پوشيده و «هست» گرديده با زبانِ حال و قال به تسبيح و تقديسِ خداوند متعال مشغول اند.

هر كس به زبانى صفتِ حمدِ تو گويد

بلبل به غزلخوانى و قمرى به ترانه

ما آدميان به دليل محصور بودن در حصار ماديات و سرگرم شدن به تأمين حوائج مادى خويش ـ كه گاه با گناه و نافرمانىِ خداوند نيز همراه مى شود ـ از درك اين ذكرِ پيوسته آفريده هاى خداوند ناتوانيم:

( وَ اِنْ مِنْ شَىْء اِلاّ يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَ لكِنْ لا تَفْقَهُونَ تَسْبيحَهُمْ ) [5]

«و هيچ چيز نيست مگر اينكه با تسبيح به ستايش او مشغول است وليكن شما تسبيح آنها را درك نمى كنيد.»

با عنايت به آيه فوق و دهها نظير آن، در مى يابيم كه «درخت» نيز كه جزئى از عالَمِ مخلوقات است، هماهنگ با سايرِ اجزاى هستى، صبح و شام به تسبيح، تحميد و تهليلِ آفريننده تواناىِ خويش مى پردازد.

اين تسبيح چگونه صورت مى گيرد؟ آيا اين تسبيح به زبان قال است يا به زبانِ حال؟ علامه طباطبايى ـ قدس سره ـ در جلد 13 الميزان، در تفسير اين آيه شريف بحثِ مفصلى را در پاسخ به اين پرسش مطرح فرموده كه ما به منظور رعايتِ اختصار تنها به ذكر جملاتى از آن، بسنده نموده، خوانندگانِ ارجمند را به خواندن كامل آن، دعوت مى كنيم.

علامه طباطبايى ـ قدس سره ـ مى نويسد:

«... حق اين است كه تسبيح تمامىِ موجودات تسبيح حقيقى و قالى است; چيزى كه هست قالى بودن لازم نيست حتماً به الفاظ شنيدنى و قراردادى بوده باشد. پس اينكه فرمود: ( تُسَبِّحُ لَهُ السَّمواتُ السَّبْعُ وَ الاَْرْضُ وَ مَنْ فيهِنَّ ) [6] تسبيح حقيقى را كه عبارت است از تكلم براى هر وجودى اثبات مى كند. آرى هر موجودى با وجودش و آنچه مربوط به وجودش مى باشد و با ارتباطى كه با ساير موجودات دارد، خداى را تسبيح مى كند و بيانش اين است كه پروردگار من منزه تر از اين است كه بتوان مانند مشركين نسبت شريك و يا نقص به او داد; و اينكه فرمود: ( وَ اِنْ مِنْ شَىء اِلاّ يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ ) ، مقصود اين است كه بفهماند تسبيح براى خدا اختصاص به طايفه و يا نوعِ معينى از موجودات ندارد، بلكه تمامى موجودات او را تسبيح مى گويند ... .»

نتيجه آنكه تمامى هستى ـ و از جمله درخت ـ پيوسته به تسبيح خداوند مشغول اند و اين تسبيح به زبانِ قال و به تعبير بهتر با كلام صورت مى گيرد.

ناگفته نماند كه هر چند دركِ اين تسبيح موجودات براى آدميان امكان پذير نيست، در اين ميان، عده اى قليل نيز يافت مى شوند كه به دليلِ مجاهدتِ مدام با نفسِ سركش و رسيدن به مراتبِ قُربِ الهى و اوج قله هاى عرفان و معنويت، جسم و جان آنها شنواىِ اسرارِ مگوىِ جهانِ هستى شده، صداى تسبيح همه موجودات را مى شنوند. مولوى مى گويد:

نُطقِ آب و نُطقِ خاك و نطق گِل هست محسوس حواسِ اهل دل

ما آشناى اين پرده پر رمز و راز نيستيم و نامحرميم، از آن رو از آن اسرار نيز بى خبريم:

تا نگردى آشنا زين پرده رمزى نشنوى گوشِ نامحرم نباشد جاىِ پيغامِ سروش [7]

2ـ درخت و سجده در برابر خداوند

در آيه 18 از سوره حج مى خوانيم:

( اَلَمْ تَرَ اَنَّ اللّهَ يَسْجُدُ لَهُ مَنْ فِى السَّمواتِ وَ مَنْ فِى الاَرْضِ وَ الشَّمْسُ وَ الْقَمَرُ وَ النُّجُومُ وَ الْجِبالُ وَ الشَّجَرُ وَ الدَّوابُّ وَ كَثيرٌ مِنَ النّاسِ و ... )

«آيا نمى بينى كه سجده مى كنند براى خداوند هر كس در آسمانها و زمين است و خورشيد و ماه و ستارگان و كوهها و درخت و جنبندگان و عدّه بى شمارى از مردم و ... .»

و نيز در آيه 6 از سوره مباركه الرحمان مى خوانيم: ( وَ النَّجْمُ وَ الشَّجَرُ يَسْجُدان )

«و ستاره و درخت در حال سجده اند.»

در اين دو آيه شريف، سخن از سجده موجودات در برابر ذات مقدس پروردگار به ميان آمده و در كنار آنها از «درخت» نيز به عنوان يكى از اين ساجدان ياد شده است. اما مقصود از اين سجده چيست و چگونه صورت مى گيرد؟

براى پاسخ گويى به اين پرسش، ضرورى است نخست به معناىِ «سجده» پى ببريم. در معناى اين واژه گفته شده:

«سجده در لغت به معنى تذلل، خضوع و اظهار فروتنى است، راغب گويد: السُّجُودُ أَصْلُهُ التَّطامُنُ وَ التَّذَلُّلُ، و طبرسى فرموده: سجود در لغت خضوع و تذلل است.» [8]

همچنين بايد دانست كه سجده بر دو قسم است: تشريعى و تكوينى. سجده تشريعى همان فعلى است كه به صورت امرى واجب در اغلبِ نمازها انجام مى پذيرد; يعنى گذاردنِ پيشانى و كفِ دو دست و سر دو زانو و نوكِ انگشتان بزرگ پا بر خاك. سجده تكوينى همان است كه از معناى اين كلمه دريافت مى شود و ما پيش تر بدان اشاره كرديم. سجده تكوينى به معناى تذلل و خضوع و اظهار فروتنى است.

«حال با توجه به معناى اين واژه و اقسام آن، مى گوييم در آيه مذكور چون خداوند بحث سجده را به غير عقلا از قبيل خورشيد و ماه و ستارگان و كوهها ] و درختان [ نسبت داده، خود دليل بر اين است كه مُرادِ از آن سجده تكوينى است، نه سجده تشريعى و تكليفى ... و مى فهماند كه معناى كلام اين است كه مخلوقات عِلوى و سِفلى، چه آنها كه عقل دارند و چه آنها كه ندارند، در وجودشان خاضع و متذلل در برابر عزت و كبريايى خدايند، و مُدام با هستى خود به طور تكوين و اضطرار سجده مى كنند.» [9]

+نوشته شده درساعت توسط نویسنده اصلی پایگاه |

درخت در قرآن کریم ۱

 

نويسنده: محتشم مؤمنى

درخت در قرآن کریم  

خداوند عزيز، براى شناساندنِ ذات مقدس خود به آدميان و نيز هدايت آنها به مسير سعادت و كمال، كتابهايى را بر سفيرانِ راستين خود نازل فرمود كه آخرين آنها قرآنِ شريف است. او اين كتابِ عظيم را بهار معرفت و حكمت قرار داد تا انسانها با غوطه خوردن در ژرفاى بى كرانش گوهرهاى حكمت و دانش را فراچنگ خويش آورند و با عمل به آن حياتِ مادى، معنوى، فردى و اجتماعى خود را سر و سامان دهند و به نيك بختى برسند.

اما آن عظيم بى همتا، به نزولِ كتبِ آسمانى بسنده نفرمود، بلكه كتابى را نيز با نيروىِ لايزالى خويش در عرصه آفرينش و در قالب طبيعتِ زيبا و دل انگيز به زيور خلقت آراست كه هر گوشه اش رازهاى بى شمارى از قدرت و توانايى او را در خود نهفته دارد، و از كوچك ترين عنصر هستى، يعنى اتم، تا عظيم ترين آنها، يعنى كُرات و سيارات و كهكشانها، آياتِ اين كتابِ شگفت انگيز است كه با تأمل و تدبر و انديشه در آنها مى توان به وجود آفريننده توانايشان پى برد:

( اِنَّ فى خَلْقِ السَّمواتِ وَ الاَرْض وَ اخْتِلافِ اللَّيْلِ وَ النَّهارِ لايات لاُِولِى الاَلباب ) [1]

آرى، جهان آفرينش و طبيعت، خود كتابى است كه از قالبِ حروف و كلمات و جملات بيرون آمده و به صورت ماه و خورشيد، كوه و جنگل، دريا و خشكى، حيوان و انسان، گياه و جماد و ... تجسم يافته است.

اگر در قرآن كريم سوره قمر، شمس، ليل، فجر، نجم، رعد، بقره، نحل، نمل، فيل، عنكبوت و نظاير آنها به صورت حروف، كلمات و آيات آمده، در كتابِ طبيعت، اين سوره ها به گونه اى ديگر و با شكل و شمايلى بديع نمايان است و بدين ترتيب اگر بگوييم كه اين دو كتاب مكمل يكديگر و يكى متمم ديگرى است، سخنى به گزاف نگفته ايم.

در اين مقاله برآنيم كه يكى از سوره هاى كتابِ طبيعت را از منظرِ قرآن كريم بررسى نماييم. اين سوره، همانا «درخت» است; آيتِ بى بديلِ خداشناسى و اين نشانه بى نظير قدرتِ پروردگار; سوره اى سرشار از آياتِ توحيد و يكتاپرستى كه در كتابِ طبيعت به صورتهاىِ مختلف و اشكال متفاوت ديده مى شود، و همان گونه كه هر يك از سوره هاى قرآن كريم، فارغ از كوتاهى و بلندىِ آيات و نيز تعداد آنها، نشانه اى بر علم و حكمتِ بى انتهاى خداوندى است، هر يك از درختان نيز آيتى بر قدرت و توانايى آن ذاتِ مقدس است.

اما قبل از پرداختن به موضوع، لازم است كه درباره واژه «درخت» در قرآن سخن بگوييم. در اين كتابِ آسمانى در اغلب موارد از درخت با واژه «شَجَر» ياد شده است. «شَجَر» را واژه شناسان اين گونه تعريف نموده اند: «هر روئيدنى كه تنه دارد» [2] و آنچه تنه ندارد را «نجم، عشب و حشيش» [3] مى نامند.

ناگفته نماند كه در قرآنِ شريف اين لفظ به معناىِ «مشاجره و تنازع» نيز به كار رفته است (در سوره مباركه نساء آيه 65: ( فَلا وَ رَبِّكَ لا يُؤْمِنُونَ حَتّى يُحَكِّمُوكَ فيما شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ ...) كه اين معنا نيز به معناى درخت نزديك است و با آن مناسبت دارد; چرا كه «منازعه را از آن جهت تشاجر (مشاجره) گويند كه سخنِ دو خصم يا خصوم مثل برگ و شاخه درخت به هم مختلط مى شوند.» [4]

غير از شجر، كه اشكالِ گوناگونِ آن ـ مفرد و جمع و ... ـ مجموعاً 27 مرتبه در آياتِ قرآن به كار رفته است، كلمات و عبارات ديگرى نيز درباره درخت به كار رفته كه هر يك بيان كننده يكى از صفات و ويژگى هاىِ آن مى باشند و ما در اين نوشتار بدانها اشاراتى خواهيم داشت.

با اين آشنايى اجمالى، به سراغ موضوع بحث رفته، مى گوييم با دقت در آياتى كه در آنها به نوعى از درخت ياد شده و جمع بندى آنها، در مى يابيم كه از درخت تحتِ يكى از عناوينِ نُه گانه زير ياد شده است:

جهان آفرينش و طبيعت، خود كتابى است كه از قالب حروف و كلمات و جملات بيرون آمده و به صورت ماه و خورشيد، كوه و جنگل، دريا و خشكى، حيوان و انسان، گياه و جماد و ... تجسم يافته است.

1ـ درخت و تسبيحِ خداوند; 2ـ درخت و سجده در برابرِ خداوند; 3ـ درخت نشانه اى بر قدرت خداوند; 4ـ استفاده از درخت براى تمثيل; 5ـ نقش درخت در زندگىِ انبيا; 6ـ درختانِ بهشتى; 7ـ درختانِ جهنم; 8ـ درختانِ دنيوى; 9ـ نقش درخت در زندگى انسانها و حيوانات، كه به ترتيب به توضيح و تشريح هر يك از اين موارد خواهيم پرداخت.

+نوشته شده درساعت توسط نویسنده اصلی پایگاه |

زندگينامه پيامبر (ص)

1. تولد و کودکي

2.نوجواني و جواني 

3.يادي از پيمان جوانمردان يا ( حلف الفضول )

4.ازدواج محمد ( ص )

5.آغاز بعثت

6.نخستين مسلمانان

7.دعوت از خويشان و نزديکان

8.دعوت عمومي

9.نخستين مسلمين

10.آزار مخالفان

11.روش بت پرستان با محمد ( ص )

12.استقامت پيامبر ( ص )

13.مهاجرت به حبشه

14.محاصره اقتصادي 

15.انتشار اسلام در يثرب ( مدينه )

16.معراج

17.سفر به طائف

18.هجرت به مدينه

19.ورود به مدينه

20.اهميت هجرت

21.نخستين گام

22.جنگها يا غزوه هاي پيغمبر ( ص )

23.غزوه بدر

24.تغيير قبله

25جنگ احد

26.غزوه خندق يا ( احزاب )

27.سال ششم هجرت - صلح حديبيه

28.نامه هاي رسول مکرم ( ص ) به پادشاهان

29.جنگ خيبر

30.فتح مکه

31.فوت فرزند دلبند پيامبر ( ص )

32.حجة الوداع " آخرين سفر پيامبر ( ص ) به مکه "

33.در صحنه غدير خم

34.قرآن و عترت

35.قرآن

36.عترت يا اهل بيت

37.زنان پيامبر ( ص )

38.رفتار و خلق و خوي پيامبر ( ص )

 

 

تولد و کودکي

بيش از هزار و چهار صد سال پيش در روز 17 ربيع الاول ( برابر 25آوريل 570 ميلادی ) کودکی در شهر مکه چشم به جهان گشود. پدرش عبد الله در بازگشت از شام در شهر يثرب ( مدينه ) چشم از جهان فروبست و به ديدار کودکش ( محمد ) نايل نشد. زن عبد الله ، مادر " محمد " آمنه دختر وهب بن عبد مناف بود. برابر رسم خانواده های بزرگ مکه " آمنه " پسر عزيزش ، محمد را به دايه ای به نام حليمه سپرد تا در بيابان گسترده و پاک و دور از آلودگيهای شهر پرورش يابد . " حليمه " زن پاک سرشت مهربان به اين کودک نازنين که قدمش در آن قبيله مايه خير و برکت و افزونی شده بود ، دلبستگی زيادی پيدا کرده بود و لحظه ای از پرستاری او غفلت نمي کرد. کسی نمي دانست اين کودک يتيم که دايه های ديگر از گرفتنش پرهيز داشتند ، روزی و روزگاری پيامبر رحمت خواهد شد و نام بلندش تا پايان روزگار با عظمت و بزرگی بر زبان ميليونها نفر مسلمان جهان و بر مأذنه ها با صدای بلند برده خواهد شد ، و مايه افتخار جهان و جهانيان خواهد بود . " حليمه " بر اثر علاقه و اصرار مادرش ، آمنه ، محمد را که به سن پنج سالگی رسيده بود به مکه باز گردانيد . دو سال بعد که " آمنه " برای ديدار پدر و مادر و آرامگاه شوهرش عبد الله به مدينه رفت ، فرزند دلبندش را نيز همراه برد . پس از يک ماه ، آمنه با کودکش به مکه برگشت ، اما دربين راه ، در محلی بنام " ابواء " جان به جان آفرين تسليم کرد ، و محمد در سن شش سالگی از پدر و مادر هر دو يتيم شد و رنج يتيمی در روح و جان لطيفش دو چندان اثر کرد . سپس زنی به نام ام ايمن اين کودک يتيم ، اين نوگل پژمرده باغ زندگی را همراه خود به مکه برد . اين خواست خدا بود که اين کودک در آغاز زندگی از پدر و مادر جدا شود ، تا رنجهای تلخ و جانکاه زندگی را در سرآغاز زندگانی بچشد و در بوته آزمايش قرار گيرد ، تا در آينده ، رنجهای انسانيت را به واقع لمس کند و حال محرومان را نيک دريابد . از آن زمان در دامان پدر بزرگش " عبد المطلب " پرورش يافت . " عبد المطلب " نسبت به نوه والاتبار و بزرگ منش خود که آثار بزرگی در پيشانی تابناکش ظاهر بود ، مهربانی عميقی نشان مي داد . دو سال بعد بر اثر درگذشت عبد المطلب ، " محمد " از سرپرستی پدر بزرگ نيز محروم شد . نگرانی " عبد المطلب " در واپسين دم زندگی بخاطر فرزند زاده عزيزش محمد بود . به ناچار " محمد " در سن هشت سالگی به خانه عموی خويش ( ابو طالب ) رفت و تحت سرپرستی عمش قرار گرفت . " ابوطالب " پدر " علی " بود . ابو طالب تا آخرين لحظه های عمرش ، يعنی تا چهل و چند سال با نهايت لطف و مهربانی ، از برادرزاده عزيزش پرستاری و حمايت کرد . حتی در سخت ترين و ناگوارترين پيشامدها که همه اشراف قريش و گردنکشان سيه دل ، برای نابودی " محمد " دست در دست يکديگر نهاده بودند ، جان خود را برای حمايت برادر زاده اش سپر بلا کرد و از هيچ چيز نهراسيد و ملامت ملامتگران را ناشنيده گرفت .

 

 

بقیه در ادامه مطلب...


ادامه مطلب
+نوشته شده درساعت توسط نویسنده اصلی پایگاه |

زندگينامه امام صادق (ع)

1. امام صادق ( ع )

2.عصر امام صادق ( ع )

3.جنبش علمي

4. خلق و خوی حضرت صادق ( ع )

 

 

 

 

امام صادق ( ع )

حضرت امام جعفر صادق عليه السلام رئيس مذهب جعفری ( شيعه ) در روز 17 ربيع الاول سال 83هجری چشم به جهان گشود . پدرش امام محمد باقر ( ع ) و مادرش "ام فروه " دختر قاسم بن محمد بن ابی  بکر مي باشد. کنيه آن حضرت : "ابو عبدالله " و لقبش "صادق " است . حضرت صادق تا سن 12سالگی معاصر جد گراميش حضرت سجاد بود و مسلما تربيت اوليه او تحت نظر آن بزرگوار صورت گرفته و امام ( ع ) از خرمن دانش جدش خوشه چينی کرده است . پس از رحلت امام چهارم مدت 19سال نيز در خدمت پدر بزرگوارش امام محمد باقر ( ع ) زندگی  کرد و با اين ترتيب 31سال از دوران عمر خود را در خدمت جد و پدر بزرگوار خود که هر يک از آنان در زمان خويش حجت خدا بودند ، و از مبدأ فيض کسب نور مي نمودند گذرانيد . بنابراين صرف نظر از جنبه الهی و افاضات رحمانی که هر امامی آن را دار مي باشد ، بهره مندی  از محضر پدر و جد بزرگوارش موجب شد که آن حضرت با استعداد ذاتی و شم علمی  و ذکاوت بسيار ، به حد کمال علم و ادب رسيد و در عصر خود بزرگترين قهرمان علم و دانش گرديد . پس از درگذشت پدر بزرگوارش 34سال نيز دوره امامت او بود که در اين مدت "مکتب جعفري " را پايه ريزی فرمود و موجب بازسازی و زنده نگهداشتن شريعت محمدی ( ص ) گرديد . زندگی پر بار امام جعفر صادق ( ع ) مصادف بود با خلافت پنج نفر از بنی  اميه ( هشام بن عبدالملک - وليد بن يزيد - يزيد بن وليد - ابراهيم بن وليد - مروان حمار ) که هر يک به نحوی موجب تألم و تأثر و کدورت روح بلند امام معصوم ( ع ) را فراهم مي کرده اند ، و دو نفر از خلفای عباسی ( سفاح و منصور ) نيز در زمان امام ( ع ) مسند خلافت را تصاحب کردند و نشان دادند که در بيداد و ستم بر امويان پيشی گرفته اند ، چنانکه امام صادق ( ع ) در 10سال آخر عمر شريفش در ناامنی و ناراحتی بيشتری بسر مي برد .

 

بقیه در ادامه مطلب...

 

ولادت رسول گرامی اسلام ، حضرت محمد مصطفی(ص) و امام صادق (ع) مبارک باد

 

 


ادامه مطلب
+نوشته شده درساعت توسط نویسنده اصلی پایگاه |

ولادت رسول گرامی اسلام ، حضرت محمد مصطفی(ص) و امام صادق (ع) بر همه

دوستداران مبارک باد.

+نوشته شده درساعت توسط نویسنده اصلی پایگاه |

خوردن و آشاميدن در قرآن

 

خوردن و آشامیدن در قرآن کریم

 

 

نويسنده:آيه الله محمد تقى مصباح يزدى

يكى از گرايش هاى اصلى انسان گرايش به لذت است, از اين شاخه, شاخه هاى فرعيى منشعب مى شود كه به وسيله اعضا و جهازات مختلف و نسبت به اشياى گوناگون خارجى و مربوط به افعال مختلف انسان مى شود. يكى از آنها خوردن و آشاميدن است. لذت هايى كه از اين راه براى انسان حاصل مى شود, فطرىاند. و مطلوبيت آنها در حوزه اخلاق قرار نمى گيرد; يعنى از نظر اخلاق, حكم به خوب و بد آنها نمى توان كرد, چون خوب و بد اخلاقى مخصوص افعال اختيارى است كه براى رسيدن به هدف خاصى انجام مى گيرد. اما اين ها افعال نيستند, ميل هاى فطرى و طبيعى اند كه خدا در سرشت انسان قرار داده است. پس علاقه به لذت خوردن و آشاميدن يك امر فطرى است و مورد مدح و ذم نيست.
فطرى بودن خوردن و آشاميدن
براى اين مطلب شواهد زيادى از آيات كريمه قرآن مى توان به دست آورد, از جمله, آياتى كه نعمت هاى خدا را در مورد رزق انسان و خوردن و آشاميدن ذكر مى فرمايد و لسان اين آيات, لسان منت بر انسان است كه چنين نعمت هايى را برايش فراهم كرده است و چنين لسانى با مذموم بودن استفاده از اين نعمت ها سازگار نيست.
از جمله, آياتى است كه به ذكر فهرست آنها اكتفا مى كنيم: آيه 27 از سوره سجده, آيه14 سوره نحل, آيه79 سوره غافر, آيه33 و 72 سوره يس, آيه16 سوره جاثيه.
در همه اين آيات, نعمت هاى مختلفى از گياهان و حيوانات دريايى و خشكى را كه براى رزق و روزى انسان آفريده شده ذكر مى فرمايد و لسانش لسان مذمت و نكوهش نيست بلكه لسان تجويز و ترخيص استفاده از آنهاست. همين طور آيه 22 سوره بقره و آيه 32 سوره ابراهيم.
در يك سلسله ديگر از آيات صريحا به استفاده از مإكولات و مشروبات امر شده, منتها اين گونه امرها دلالت بر مطلوبيت ندارد بلكه فقط جواز و رخصت را مى رساند. فهرست اين دسته آيات از اين قرار است:
آيه141 و 142 سوره انعام, آيه60 سوره بقره, آيه31 و 160 سوره اعراف, آيه57 و 172 سوره بقره. آيه69 سوره انفال, آيه114 سوره نحل, آيه88 سوره مائده, آيه54 و آيه81 سوره طه, آيه51 سوره مومنون, آيه15 سوره سبا, آيه168 سوره بقره, آيه15 سوره ملك.
قرآن كريم به تجويز و رخصت براى استفاده از مإكولات و مشروبات اكتفا نكرده بلكه كسانى را كه بعضى از مإكولات و مشروبات را بى جا بر خود تحريم كرده بودند مورد مذمت قرار داده است

بقیه در ادامه مطلب ...


ادامه مطلب
+نوشته شده درساعت توسط نویسنده اصلی پایگاه |

درس هایی از قرآن کریم

موضوع: جايگاه شهيدان در نظام اسلامي
تاريخ پخش: 22/12/87

بسم الله الرحمن الرحيم
الهي انطقني بالهدي و الهمني التقوي

در محضر مبارك خانواده‌هاي شهدا هستيم. در سالني كه مربوط به بنياد شهيد است. بحث هم در هفته‌ي وحدت، پخش مي‌شود. من در ايام جنگ راجع به شهيد يك بحثي داشتم. ديشب حدود چند ساعتي توفيق بود مطالعه كردم. به آن بحث با يك چيزهايي اضافه نظام دادم. موضوع نقش شهيد، جايگاه شهيد، بعد مي‌آييم انگيزه‌ي شهيد، از چه طبقه‌اي، از چه صنفي، فرزندان شهيد، و خانواده، والدين، وصيت‌ها، وظيفه‌ي ما و دولت. اينها موضوع‌هايي است كه مي‌خواهم صحبت كنم. اما نقش شهيد؛ در اينجا سه كلمه هست، قوام، دوام، نظام! نقش شهيد در صدر اسلام سبب قوام دين بود. شهداي كربلا سبب دوام دين شد. شهداي انقلاب سبب نظام اسلامي شد.

 

بقیه در ادامه مطلب...


ادامه مطلب
+نوشته شده درساعت توسط نویسنده اصلی پایگاه |

مباحث دعا شناسی2

آداب ختم دعا ها و نمازها

ختم به معنی پایان هر چیزی می باشد و چون در این مورد ختم دعا یا اذکار و یا نماز مورد توجه ما می باشد واجب است برای این ختم ها به نکات زیر توجه شود :

1- قصد قربت کند یعنی عمل باید برای رضای حضرت احدیت باشد.

2- قبل از انجام ختم از گناهان خود توبه کند.

3- با وضو و در صورت امکان با غسل باشد.

4- با یقین و از روی اعتماد کامل ختم را انجام دهد و هیچ گونه شکی به خود راه ندهد.

5- سعی کند روبه قبله باشد.

6- ختم را بعد از دو رکعت نماز حاجت و یا بعد از نماز واجب بردارد.

7- حاجت خود را از خداوند بخواهد.

8- تقوا را پیشه کند و در حین ختم برداشتن از هر گناهی دوری کند.

9- اگر قادر هست قبل از ختم صدقه را فراموش نکند.

10- در محلی خلوت و دور از هیاهو ختم را بردارد.

11- در هنگام ختم فقط به خداوند فکر کند.

12- اول و آخر ختم و نیز در هنگام ختم  به شرطی که دستور ختم به هم نخورد صلوات بفرستد و در خاتمه یکبار « لا حَولَ و لا قُوَّه الّا بِااللهِ العَلیِّ العَظیم » را بگوید.

13- برای انجام هر ختم واجب است ترک واجبی یا ضایع شدن حقی نگردد و زن از شوهر و فرندان از پدر و مادر اجازه بگیرند تا آنها هم در این ختم شریک شوند و از ثواب آن بهره بگیرند.

14- از خداوند طلب بخشش کند که انشاء الله خداوند به بندگان خود توجه دارد.

 

دعا و نیایش

+نوشته شده درساعت توسط نویسنده اصلی پایگاه |

درس هایی از قرآن کریم

موضوع: حفظ نام و ياد و بارگاه امام حسن عسگري(عليه‌السلام)
تاريخ پخش: 15/12/87

بسم الله الرحمن الرحيم
الهي انطقني بالهدي و الهمني التقوي

بينندگان عزيز بحث را در ايام شهادت امام عسگري مي‌شنوند و مي‌بينند. راجع به انفجار حرم عسگريين، گاهي وقت‌ها با يك حركتي مي‌خواهند بين مسلمان‌ها ايجاد فتنه كنند، ضمن اينكه بايد مواظب باشيم، بايد عكس‌العمل خوب هم نشان بدهيم. جلسه‌اي در اصفهان بود ايام اعتكاف، جمع زيادي معتكف بودند كه خيلي از آنها هم جوان هستند، اكثرشان شايد جوان باشند، اكثرشان هم دانشجو بودند، گفتند: بياييد ببينيم حالا كه، قصه تقريباً براي دو سال پيش است. حالا كه حرم عسگريين را منفجر كردند ما جوان‌ها در حال اعتكاف چند دقيقه فكر كنيم. هركس نظري دارد بدهد. دو هزار تا نظر آمد. در اينها صد و چند تا انتخاب شد، در اين صد و چند تا هم من يك ده تا را انتخاب كردم كه ما بايد عكس‌العمل اين رقمي نشان بدهيم. اول اينكه وقتي ديديم يك كسي روي مقدسات ما حساس است، ما بايد غيرت نشان بدهيم. اين مسئله‌ي خيلي مهمي است. يك خاطره‌ي قشنگي را براي شما بگويم.

بقیه در ادامه مطلب ...

 


ادامه مطلب
+نوشته شده درساعت توسط نویسنده اصلی پایگاه |

مباحث دعا شناسی 1

 

معنی دعا

دعا یعنی درخواست ، نیایش ، در خواست از خداوند و کلماتی که در اوقات مختلف در مقام استغاثه از خداوند و طلب آمرزش یا درخواست خیر و برکت و برآورده شدن حاجت بخوانند.

 

وقت های مناسب برای دعا

1- بین طلوع فجر( اول اذان صبح ) تا درآمدن خورشید

2- سحرگاهان هر روز

3- شب های جمعه

4- بعد از نمازهای واجب

5- هنگام باریدن باران

 

فضیلت دعا در روایات

دعا ذاتاً از عبادت های مطلوب و با فضیلت بوده و همیشه در زندگی مومنین دارای فواید زیادی می باشد.

* دعا انسان را نیازمند خداوند بی نیازمی گرداند.

* دعا روح تکبر و غرور که موجب بدبختی و سقوط انسان ها می شود را دور می کند.

* دعا روح تواضع و فروتنی که خواسته شرع مقدس اسلام است را جایگزین تکبر و غرور انسان ها می کند.

+نوشته شده درساعت توسط نویسنده اصلی پایگاه |

موضوع : تبادل يا تهاجم فرهنگي

تاريخ پخش: 08/12/87

بسم الله الرحمن الرحيم
الهي انطقني بالهدي و الهمني التقوي

در محضر برادران و خواهراني هستيم كه در آموزش و پرورش مشغول تربيت نسل نو هستند. و بحث روز شهادت امام رضا(ع) هست. بايد راجع به امام رضا صحبت كنيم. ولي چون روز تربيت هم هست، امام رضا و تعليم و تربيت. يك بحثي هم هست، بحث زنده و هم سياسي است. هم علمي است. يك تابلوي قشنگي است، مي‌شود اين را آموزش و پرورش، خود امور تربيتي اين بحث امروز ما را تابلو كند. چون از من نيست. هرچه مي‌گويم از قرآن و حديث و بزرگان است كه اينجا جمع مي‌كنم. اين بحث تابلو شود، براي رشد. البته اين را هم بايد قبل از بحثم بگويم كه اگر به كسي گفتند: تو مسئول تربيت هستي، معنايش اين نيست كه برادران و خواهراني كه مسئول آموزش هستند، خودشان را كنار بگذارند. من يك آيه را يكبار ديگر هم گفتم، من الآن تكرار مي‌كنم.
پس اول موضوع بحثمان روشن شود. تفاهم يا تهاجم فرهنگي، اين موضوع بحثمان است. «بَعْضُكُمْ مِنْ بَعْض‏» (آل‌عمران/195) اين آيه‌ي قرآن است، حفظش هم آسان است. من از شما هستم، شما هم از من هستي. تو و من ندارد. خانم بگويد: حقوق من است. خوب حقوق شما باشد به شوهرت بده. شوهر بگويد: حقوق من است. خوب به خانمت بده. من وتو نداريم. بنده اگر ديدم يك ماشين دوبله پارك كرده است، بوق بزنم. بگويم: مگر تو پليس هستي. آخر من هم جزء پليس هستم. پليس هم جزء آخوند است. «بَعْضُكُمْ مِنْ بَعْض‏» اگر مردم به اين آيه عمل كنند همه‌ي مشكلات حل مي‌شود. اين شهداي غزه انسان نيستند؟ مسلمان نيستند؟ عرب نيستند؟ به خاطر انساني، هر انساني ولو كمونيست بايد كمك كند. به خاطر عرب بودنش عرب بايد غيرتش جوش بيايد. «بَعْضُكُمْ مِنْ بَعْض‏» من از شما هستم شما هم از من هستي. اين آيه‌ي قرآن است. اگر اين تابلو شود، ديگر نمي‌گويم: من مسئول پرورش هستم، ربطي به آموزش ندارم. آموزش نمي‌گويد: من مسئول آموزش هستم ربطي به پرورش ندارم. گاهي وقت‌ها يك كلام از يك دبير فيزيك، اثرش بيش از يك حجة الاسلام است. گاهي يك حرف از يك خلبان اثرش بيش از يك منبري است. امام خميني مي‌فرمايد: هركس كه حرفش نفوذ دارد او بايد حرف بزند. منتهي براي اينكه كارها زياد است، يك تقسيم كاري بين خودمان كرديم. كه اين كارهاي پرورشي را او انجام بده. تربيت بدني را او انجام بده. آموزشي را او انجام بده. بله تقسيم كار كار درستي است. اما تقسيم كار معنايش اين نيست كه چون من آخوند هستم ديگر اگر ديدم يك كسي در خيابان افتاده بي‌تفاوت از كنارش بگذرم بگويم به بنده ابلاغ نشده است. اين حرف اولي كه تقاضا مي‌كنم همه از هم باشيم.

بقیه در ادامه مطلب...


ادامه مطلب
+نوشته شده درساعت توسط نویسنده اصلی پایگاه |

رحلت رسول گرانی اسلام ، حضرت محمد(ص) و شهادت امام حسن مجتبی(ع) و امام رضا(ع) بر همه شیعیان جهان تسلیت باد.

رحلت رسول اکرم (ص) تسلیت باد.

 

 

 

شهادت امام حسن مجتبی (ع) تسلیت باد.

رحلت رسول اکرم (ص) و شهادت امام حسن مجتبی و امام رضا علیهما السلام تسلیت باد

 

+نوشته شده درساعت توسط نویسنده اصلی پایگاه |

نام و نام خانوادگی

پست الکترونیک

جایزه

مدت اعتبار

هدیه پایگاه

امتیاز مسابقه

عبدالرحيم غلامي

غیر قابل نمایش

اینترنت رایگان

۳ساعت روزانه

امکان استفاده از ایمیل پایگاه

50

محمد کاملی

غیر قابل نمایش

اینترنت رایگان

3 ساعت روزانه

امکان استفاده از ایمیل پایگاه

50

علی احمدی

غیر قابل نمایش

اینترنت رایگان

3 ساعت روزانه

امکان استفاده از ایمیل پایگاه

50

سیدعلی سیدی

غیر قابل نمایش

اینترنت رایگان

10 ساعت شبانه

امکان استفاده از ایمیل پایگاه

50

حمید رضا چگینی

غیر قابل نمایش

اینترنت رایگان

3 ساعت شبانه

امکان استفاده از ایمیل پایگاه

50

امين فائق

غیر قابل نمایش

اینترنت رایگان

3 ساعت شبانه

امکان استفاده از ایمیل پایگاه

50

 

* تمام کاربران برنده شده در مسابقه ، برای استفاده از ایمیل پایگاه با دامنه *****@soalat-quran.tk  برای استفاده از این سیستم باید با ایمیل شرکت کرده در مسابقه از فرم نظرات کوچک در سمت راست (ارتباط با مدیر) همین صفحه در خواست فعال سازی بدهند .

* هدیه کاربران به ایمیل آنها ارسال می شود.

 

با تشکر از همه کاربران که در مسابقه شرکت کردند.

 

 

+نوشته شده درساعت توسط نویسنده اصلی پایگاه |

درس هایی از قرآن کریم

موضوع : سرمایه عمر، سود یا زیان؟
تاريخ پخش: 01/12/87

بسم الله الرحمن الرحيم
الهي انطقني بالهدي و الهمني التقوي

بحث اين جلسه‌ي ما بحث سود و زيان و خسارت، ربح و خسارت است. بعضي سرمايه‌ي مادي دارند، بعضي ندارند. چه سرمايه‌اي است كه همه‌ي مردم دارند؟ كسي مي‌تواند بگويد؟ سلامتي را همه دارند؟ همه سلامتي دارند؟ خيلي‌ها مريض هستند. عقل، پس ديوانه‌ها چه؟ آفرين عمر! سرمايه‌هاي مادي را، طلا، قالي، مزرعه، باغ، كاخ، خانه، ماشين، سرمايه، كارخانه... اين سرمايه‌ها را يكي دارد يكي ندارد. اما آن سرمايه كه همه دارند عمر است. پس بحث ما راجع به سود و زيان است. خيلي بحث خوبي است، انشاالله خدا يك اثري بدهد.
1- دنيا، بازار عرضه سرمايه‌ي عمر بشر

بسم الله الرحمن رحيم. بحث سود يا زيان. سرمايه‌اي كه همه دارند. چيست؟ عمر! بازار آن همه‌جا است. بعضي چيزها را آدم سرمايه‌ دارد نمي‌داند كجا بفروشد. بازار آن همه‌جا است. خوب «الدُْنيا سُوق» (بحار الانوار/ ج 46/ ص326) روايت داريم دنيا بازار است. سرمايه هم عمر است. بسم الله! همه هم فروشنده هستند. هيچ وقت كساد ندارد. يك لحظه بي‌مشتري نيست. مثل خانه نيست كه يك مرتبه بازارش بالا برود. پايين برود. سكه هرروزي، نفت هر روزي، قيمتش يك چيز، يعني هميشه، يعني همين الآن هر نفسي كه مي‌كشيد، داريد يك لحظه از عمرتان را مي‌فروشيد. يعني يك لحظه كساد نيست. يك لحظه بي‌مشتري نيست. همه مي‌توانند گران بفروشند. مي‌توانند ارزان بفروشند. آزادي است. آزادي نرخ! همه در هر نرخي، همه در هر قيمتي، آزاد هستند.
شما مي‌تواني لحظه‌هاي عمرت را با خدا معامله كني، مي‌تواني لحظه‌هاي عمرت را با يك سوت، مثلاً سر موتورت را بلند كني، روي موتورت برقصي، بعضي مردم يك نگاهي مي‌كنند، مي‌افتي ضربه‌ي مغزي مي‌شوي، بلند بگو: لا اله الا الله! فداي چه شدي؟ يك سوت! يعني آدم مي‌تواند كل عمرش را به يك سوت بفروشد. يك لحظه بيا با اين قيافه عكس بگير. در يك شرايط بدي از او عكس مي‌گيرند، تا آخر عمر هروقت مي‌خواهد حرفي مطرح كند مي‌گويند: اين عكسش است. هيچ كجا نمي‌تواند سر بيرون آورد. چون با اين كاري كه كرد شرمنده است. تو چرا حالا اين غلطي هم كه خواستي بكني، چرا در حال غلط گذاشتي از تو عكس بگيرند؟ نمي‌داني فردا اين دوست تو دشمن مي‌شود؟ يك لحظه حالا اين نوار را برويم ببينيم. از اين ماهواره اين فيلم را ببينيم. اصلاً رفت كه رفت كه رفت كه رفت. يك مرتبه خطش عوض مي‌شود. فكرش، سليقه‌اش، همه‌چيز او عوض شد. همه چيز اصلاً به هم ريخت. به چه كسي خودش را فروخت؟ به يك فيلم! به يك
cd، به يك شعر، به يك تلفن، به يك بستني، به يك فيلم، به سينما، به يك نشست، به يك مسافرت،

 

بقیه در ادامه مطلب ...


 

 


ادامه مطلب
+نوشته شده درساعت توسط نویسنده اصلی پایگاه |

 

Copyright © 2009 soalat-quran.orq.ir All rights reserved.